خرید بک لینک

این روزها عشق را معاینه میکنم هر روز که می گذرد آن تازه تر و رساتر می شود ... مثل یک گل که درون آب میگذاری و روییده یشود و بالا می آید منهم بالا میروم ... انگار تازه می شوم دقیقا مثل شاخه گل آفتاب گردانی که روبروی خورشید قرار می گیرد و با آن تازه می شود و رشد می کند و بالا می آید و موقع غروب آفتاب سرش را در لاک خودش فرو می برد ... آقتاب گردان عاشق خورشید است و به غیر او نگاه نمیکند یک ریشه در خاک و آب دارد و یک نگاه به خورشید ... شبها خواب خورشید را میبیند اگر چه شب تاریک باشد و در خیال خفته ی خویش چنان غرق خورشید است که نه به ماه فکر میکند و نه به ستارگان او با آفتاب میگردد و با آفتاب زندگی میکند وبا آفتاب در طول روز می گردد و عشق را تجربه میکند و هنگاهی که خورشید نیست هم تا عشق بازی دیگر تنها به او اندیشه میکند ... این قصه ی آتاب گردان است و بس

برچسب: آفتابگردان,آفتابگردان شعر,آفتابگردان زینتی,تخمه آفتابگردان,روغن آفتابگردان,ژله آفتابگردان,رستوران آفتاب گردان,سایت آفتابگردان,جوهر آفتاب گردان,کاشت آفتابگردان, نویسنده: علی نصیری تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 12:57

صفحه بندی