خرید بک لینک

امروز خسته ام و چشمانم خوب نمیبینه یعنی دو سه روزه اینطور شدم حتی با عینک هم خوب نمیبینم دکتر هم چیزی نمیفهمه البته نمیدونه که من چشمام را زالو انداخته ام و ندادم دست دکترها تا سوزن بزنن توی چشمام و بعد چند سال خون ریزی بیفته و اینطوری نابینا بشم ... حس بدی ندارم هم خوشحالم هم ناراحت ... هم اینکه دارم یواش یواش کور میشم و این لابد تاوان چیزهای بدیه که توی عمرم دیده ام ... شاید هم کفاره ی گناهانم میشه شاید هم ابتلای الهیه و شاید هم فقط یک بیماریه که باید پیشرفت کنه و بهانه ی مرگم باشه ... در هر حال من دست خدا را توی قصه هاش میبینم ... از شماها هم برای خودم بلکه همه ی بیماران التماس دعا دارم ... کوری هم یک لطف خدایی است خوبیش اینه که تموم میشه و مرگ خط پایانی است بر تمام این سختی ها فقط یادمون میره ... وما کان ربک نسیا منسیا ...فکر میکنم آیه اش همین بود یعنی پروردگار تو فراموش کار نیست من زنگ میزنم به خونه ای و یا اداره ای و فحس میدم خیال میکنم این تو خلقت گم میشه اینطور نیست ملکوت اعمالمون میمونه سبحان الذی بیده ملکوت کل شی و الیه ترجعون .....منزه است کسی که در دست اوست ملکوت هر چیزی و بازگشت کارها و همه چیز به سمت اوست

برچسب: امروز خسته ام, نویسنده: علی نصیری تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 19:12

صفحه بندی