خرید بک لینک

هنوز در الف مانده ام انگار این حرف مانند صاحبش بینهایت است او راست ایستاده درتست مانند خداوند که قیوم است ... همه چیز در خلقت یک تکیه گاهی دارد والا سرپا بند نمیشود ... در برهان صدیقین در خداشناسی میگویند اگر یک آجر کج داشته باشیم و آن را به آجر کج دیگری کیه بدهیم این سلسله ی آجر ها تا بی نهایت ادامه پیدا میکند مگر اینکه در انتهای راه یک آجری باشد که راست ایستاده باشد و دیگران به آن تکیه کنند و این معنا و مفهوم قیومیت خداوند است اینکه بر هیچ چیز تکیه نکرده و همه چیز براو تکیه کرده اند منتهی بشر در این باب دچار شرک شده و به دویین افتاده یک موقعی میگفته که خداوند به تنهایی نمیتوان خلقت را اداره کند و برای همین هم رب الانواع را پیش میکشیدند و بتها مطرح می شدند و به جای خداوند میگفتند مثل عزی و عزی جای عزیز بود و همینطور الی آخر برای همین هم سوره ی رحمن را مسخره میکردند اگر چه الله را میشناختند که بعدا در این باره صحبت میکنم و امروز به نوعی دیگر دچار دوییت و شرک شده که میگویند خدا هست و هیچ کاری به جهان ندارد یعنی پیامبران و امامن و بقیه هیچ ... این شرک از شرک قدیمی بدتر و گمراهی اش بیشتر است .... ادامه دارد

برچسب: نویسنده: علی نصیری تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 6:54

صفحه بندی